الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

362

الخصال ( فارسى )

قرار داد . 33 - رسول خدا ( ص ) سر در گوش من گذاشت و آنچه بوده و تا روز قيامت خواهد بود به من آموخت خدا آن را بر من به زبان پيغمبرش ( ص ) جارى ساخت . 34 - نصارى مدعى شدند كه با پيغمبر ( ص ) مباهله كنند خدا ( در سوره آل عمران آيه 61 ) فرو فرستاد كه هر كس در دين اسلام با تو محاجه مىكند پس از آنچه با منطق علم براى تو آمده بگو پسران ما و پسران شما و زنان ما و زنان شما و نفسهاى ما و نفسهاى شما را دعوت ميكنيم ، سپس لعنة خدا را بر دروغگويان قرار ميدهيم در اينجا نفس من نفس رسول خدا ( ص ) بود و منظور از زنان فاطمه زهرا ( ع ) و از پسران حسن و حسين ( ع ) است سپس جمعيت نصارى پشيمان شدند و از رسول خدا ( ص ) استعفاء كردند و پذيرفت به حق آنكه تورات را بر موسى و قرآن را بمحمد ( ص ) فرستاد اگر با ما مباهله كرده بودند همه به صورت ميمونها و خوك‌ها مسخ ميشدند . 35 - رسول خدا ( ص ) روز جنگ بدر مرا فرستاد يك كف ريگ گروه شده را حضورش بياورم من آنها را گرفتم و بوئيدم بناگاه بوى مشك از آنها ساطع بود من آنها را حضور پيغمبر ( ص ) آوردم كه آن حضرت آنها را بمشركان پرتاب كرد چهار دانه آنها از فردوس بود يك دانه از مشرق و يكى از مغرب و يكى از زير عرش با هر دانه صد هزار فرشته بود كه براى يارى ما آمده بودند خداوند به اين فضيلت احدى را گرامى نداشته نه در پيش از اين و نه در آينده .